حوالی یازده ماهگی🤍خاطرات و عکسهای نی نی م
کوچولوی مامان داره به یکسالگی نزدیک میشه انقدر ناز و شیرینه و حرکات و ادا هاش بامزه ست که دلم نمیخاد این روزها تموم شه تازه دست زدن و رقصیدن یاد گرفته، وقتی براش شعر میخونم میرقصه ، بعضی وقتا که در حال شیر خوردن هم با لالایی که براش میخونم میرقصه هنوزم بغلی و مامانیه ولی از قبل بهتر شده، یه تایم هایی کوتاهی رو با بازی مشغوله، توپ بازی کردنش انقدربامزه ست ، شبیه بچه شیر با توپ بازی میکنه، داره تلاش میکنه راه رفتن یاد بگیره، با کمک مبل می ایسته و راه میره ولی هنوز مستقل تعادل ایستادن نداره برای از شیر گرفتن همکاری لازم رو نداره، هیچ جوره نمیتونم به شیشه عادتش بدم و هر شیشه ای امتحان میکنم پس میزنه...




